ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

160

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

كرده بود كه بىكاربرد زور شركت هرگز نمىتواند طلب خود را بگيرد . آنچه شركت هلند نياز داشت اهرمى بود كه با آن حكومت ايران را زير فشار قرار دهد . اين اهرم تملك جزيرهء هرمز و قلعهء آن بود « 1 » . اگر شركت هلند يك نمايندگى در جزيرهء هرمز مىداشت به دو طريق براى آن سودمند بود يكم : حكومت ايران به پرداخت بدهى خود و دادن امتيازاتى جديد ناگزير مىشد . دوم : جزيرهء هرمز در زير تسلط هلنديان پرجمعيت‌تر مىشد و در نتيجه بازرگانى رونق مىيافت زيرا كه ديگر در اين جزيره ستم حكمفرما نبود . شركت هند خاورى هلند از اين رونق دو بهره مىبرد يعنى ، از كارهاى بازرگانى طبيعى و گردآورى ده در صد عوارض گمركى ، نيمى از آن سهم شركت هلند مىشد همچنانكه در روزگاران پيشين نيمى از آن را شركت هند خاورى انگليس مىگرفت . افزون بر اين ديگر شركت هلند لازم نبود كه براى شن ريزى ته هر كشتى 12000 فلورين هلند بپردازد . اگر شركت هلند جزيرهء هرمز را تسخير مىكرد البته مىبايست نمايندگى بندرعباس ترك شود . سپس اتلام مىبايست سعى كند تا كارمندان شركت هلند در اصفهان آزاد شوند . اتلام اميد چندانى نداشت كه افغانان طلب‌هاى شركت هلند را بپردازند زيرا كه دربار افغان دربارى وحشى و بىقانون بود كه به جزيرهء هرمز هيچ هميتى نمىداد اما ايرانيان اهميت مىدادند و اتلام آشكارا انتظار داشت كه بار ديگر آنان قدرت را قبضه كنند .

--> ( 1 ) - در 27 اكتبر 1728 از سوى اعتماد الدوله چاپارى به گونه‌اى سخت محرمانه نزد مدير شركت هلند خبر آورد كه : « اگر مدير شركت فقط يكهزار تا يكهزار و پانصد تومان به اعتماد الدوله بدهد او يقينا قلعه و جزيرهء هرمز را در اختيار مدير خواهد گذاشت . » گفته مىشد كه اعتماد الدوله خسيس‌ترين و جوكىترين مرد ايران است و اگر قدرت داشته باشد دلش مىخواهد سراسر ايران را بفروشد . واك 20 . برگ 3542 همانجا برگ دست چپ 3549 ( 5 نوامبر 1728 ) گزارش مىدهد كه : زبردست‌خان حتى يك بار از زبانش جسته است كه : « اين سنگ‌ها ( جزيره‌ها ) در خور آن نيست كه زحمتى براى تسخير آنها كشيده شود » . لكن رك يادداشت‌هاى ص 109 كه مفهومى مخالف اين عقيده را دارد .